حمید الماسی نیا خبرنگار و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: در دهههای گذشته، توسعه گردشگری در بسیاری از کشورها حول شهرهای بزرگ، مراکز تاریخی مشهور و زیرساختهای کلان متمرکز بود، اما پیامدهای این تمرکز، از ازدحام گردشگران گرفته تا فرسایش منابع فرهنگی و طبیعی، سبب شد تا نگاه جهانی به سمت مقاصد کوچکتر، اصیلتر و پایدارتر تغییر کند که در چنین شرایطی، سازمان گردشگری ملل متحد برنامه «بهترین روستاهای گردشگری جهان» را به عنوان الگویی برای معرفی جوامعی طراحی کرد که توانستهاند میان حفاظت از هویت بومی و توسعه اقتصادی تعادل برقرار کنند.
این رویکرد برای ایران اهمیت مضاعفی دارد و کشوری که هزاران روستا با پیشینه تاریخی، فرهنگی و طبیعی کمنظیر در آن پراکندهاند و بسیاری از آنها هنوز در نقشه گردشگری بینالمللی ناشناخته باقی ماندهاند که از دامنههای سبلان تا سواحل خلیج فارس، از جنگلهای هیرکانی تا کویرهای مرکزی، از روستاهای پلکانی زاگرس تا سکونتگاههای تاریخی شرق کشور، ظرفیتهایی وجود دارد که در بسیاری از نقاط جهان مشابهی برای آنها یافت نمیشود.
امروز نامزدهای ایرانی این رقابت جهانی، هر یک نماینده بخشی از این تنوع عظیم هستند، روستای پامنار، روایت همزیستی انسان با آب و کوهستان زاگرس را به نمایش میگذارد؛ قلعه بالا نماد پیوند گردشگری و حفاظت از حیات وحش در حاشیه ذخیرهگاه زیستکره توران است؛ درک تصویر باشکوه همزیستی کویر در همجواری سواحل مکران را به جهان عرضه میکند؛ موئیل ظرفیتهای گردشگری کوهستانی و عشایری ایران را نمایندگی میکند؛ گیسوم پیوند کمنظیر جنگل و دریا را روایت میکند و سایر نامزدها نیز هر یک بخشی از هویت سرزمینی ایران را بازتاب میدهند.
اما پرسش اساسی این است که جهانی شدن یک روستا چه دستاوردی برای کشور دارد؟
پاسخ را باید در فراتر از صنعت گردشگری جستوجو کرد و تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که ثبت جهانی روستاها میتواند به ابزاری برای بازآفرینی اقتصاد محلی تبدیل شود و تا زمانی که یک روستا در نقشه گردشگری جهان قرار میگیرد، فرصتهای جدیدی برای سرمایهگذاری، توسعه کسبوکارهای کوچک، رونق صنایع دستی، افزایش فروش محصولات کشاورزی، ایجاد اقامتگاههای بومگردی و اشتغال جوانان فراهم میشود و این فرآیند نه تنها درآمد روستا را افزایش میدهد، بلکه انگیزه مهاجرت معکوس و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی را نیز تقویت میکند.
ایران در دهههای اخیر با چالشهای متعددی همچون مهاجرت روستاییان، کاهش جمعیت برخی سکونتگاهها، فراموشی مهارتهای سنتی و تغییر الگوهای معیشتی مواجه بوده است و جهانی شدن روستاها میتواند بخشی از پاسخ به این چالشها باشد و هنگامی که یک هنرمند صنایع دستی، کشاورز محلی یا راهنمای گردشگری احساس کند میراث و دانش بومی او دارای ارزش اقتصادی و جهانی است، انگیزه بیشتری برای حفظ آن خواهد داشت که در این میان، تجربه موفق روستای سهیلی در جزیره قشم اهمیت ویژهای دارد، روستای سهیلی نشان داد که آنچه داوران جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد صرفاً وجود جاذبههای طبیعی نیست، بلکه مشارکت جامعه محلی، حفاظت از محیط زیست و توزیع عادلانه منافع گردشگری است و در روستای سهیلی، مردم روستا خود به بازیگران اصلی توسعه تبدیل شدند و همین موضوع توانست نگاه نهادهای بینالمللی را به خود جلب کند.
از این منظر، مهمترین چالش پیش روی نامزدهای امسال نه دریافت عنوان جهانی، بلکه حفظ معیارهای توسعه پایدار پس از کسب این عنوان است و تجربه برخی مقاصد گردشگری جهان نشان داده است که افزایش ناگهانی تعداد گردشگران میتواند فشار زیادی بر منابع طبیعی، زیرساختها و فرهنگ بومی وارد کند و اگر مدیریت صحیحی وجود نداشته باشد، موفقیت جهانی ممکن است به تهدیدی برای اصالت و هویت روستا تبدیل شود.
بنابراین، آینده روستاهای منتخب ایران به میزان آمادگی آنها برای مدیریت این موفقیت وابسته است و توسعه زیرساختهای مناسب، آموزش جوامع محلی، حفاظت از منابع طبیعی، مدیریت پسماند، کنترل ساختوسازهای بیرویه و حفظ معماری بومی از جمله اقداماتی است که باید همزمان با فرآیند جهانی شدن دنبال شود و در سطحی کلانتر، این رقابت فرصتی برای بازتعریف تصویر ایران در جهان نیز محسوب میشود که در سالهای اخیر، بسیاری از روایتهای بینالمللی درباره ایران حول مسائل سیاسی و ژئوپلیتیکی شکل گرفته است؛ در حالی که روستاهای ایران میتوانند روایت دیگری از این سرزمین ارائه دهند و روایتی مبتنی بر فرهنگ، تاریخ، تنوع قومی، هنرهای سنتی، دانش بومی، مهماننوازی و ارتباط دیرینه انسان با طبیعت به نمایش بگذارند.
در واقع، هر روستای ایرانی که در عرصه جهانی مطرح میشود به سفیری فرهنگی برای کشور تبدیل خواهد شد و سفیری که بدون نیاز به تبلیغات پرهزینه، میتواند میلیونها نفر را با واقعیتهای کمتر دیدهشده ایران آشنا کند که این ظرفیت، به ویژه در شرایطی که رقابت جهانی برای جذب گردشگران روزبهروز شدیدتر میشود و اهمیت راهبردی دارد.
با نگاهی به روندهای جهانی گردشگری نیز میتوان دریافت که آینده این صنعت بیش از هر زمان دیگری به مقاصد کوچک، اصیل و مبتنی بر تجربههای بومی تعلق دارد و گردشگران امروز به دنبال برجها و مراکز خرید نیستند و آنها میخواهند زندگی واقعی مردم، غذاهای محلی، آیینها، صنایع دستی و طبیعت دست نخورده را تجربه کنند و آن دقیقاً همان مؤلفههایی که در بسیاری از روستاهای ایران به وفور یافت میشود.
به همین دلیل، فارغ از اینکه در نهایت کدام روستا در سال ۲۰۲۶ موفق به کسب عنوان جهانی شود که اهمیت اصلی در مسیری است که ایران آغاز کرده است؛ مسیری که میتواند روستاها را از حاشیه برنامهریزیهای توسعه به متن سیاستهای اقتصادی و فرهنگی کشور منتقل کند و اگر این روند با برنامهریزی هوشمندانه، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت واقعی جوامع محلی همراه شود، روستاهای ایران نه تنها به مقاصد گردشگری جهانی تبدیل خواهند شد، بلکه میتوانند به الگوهایی موفق برای توسعه پایدار، حفظ میراث فرهنگی و توانمندسازی اقتصادی تبدیل شوند.
و در نهایت، جهانی شدن یک روستا تنها ثبت نام آن در فهرستی بینالمللی نیست، جهانی شدن یعنی به رسمیت شناخته شدن یک شیوه زندگی، یک هویت تاریخی، یک فرهنگ بومی و یک روایت انسانی. هر روستایی که این عنوان را کسب کند، در حقیقت پرچمدار بخشی از تمدن ایران خواهد بود و تمدنی که قرنها در دل روستاها شکل گرفته، تداوم یافته و امروز آماده است تا بیش از گذشته در معرض دید جهانیان قرار گیرد.
شاید امسال تنها یک روستا بر سکوی افتخار جهانی بایستد، اما اگر این فرصت به درستی مدیریت شود، برنده نهایی نه یک روستا، بلکه تمام جغرافیای فرهنگی ایران خواهد بود؛ ایرانی که آینده گردشگری آن بیش از هر زمان دیگری در کوچههای خاکی روستاها، در دستهای هنرمندان محلی، در مزارع کشاورزان و در حافظه زنده جوامع بومی رقم خواهد خورد.
انتهای پیام/
نظر شما